وقتی اخبار ایران به شکل جانبدارانهای کشتهشدن مردم اسراییل را هلاکت عدهای اسراییلی در حمله حزبالله به مواضع صهیونیستها مینامد عصبی میشوم و وقتی هم ضجه زنان و مادران فلسطینی بالای سر پیکر پارهپاره بچههایشان تصویر اول بی.بی.سی است، دردم میآید. جنگ است؛ شوخی هم ندارد. همه چیزش زشت است و دردناک.
بازی مرگبار این دفعه، یک کلکل زشت از سوی هر دو جناح درگیر بود که صلح موقت را تبدیل به کابوس مرگ کرد. کابوسی که حالا بر کل منطقه سایه انداخته. حالا از یک طرف آن مردک ابله تگزاسی مزخرف میگوید و یک جانبه از اسراپیل حمایت میکند، اینوریها هم گویا دوست دارند مقاومت ادامه پیدا کند و فلسطینیان بیشتری با مرگ رودررو زندگی کنند. مثل خیلی چیزهای دیگر این ماجرا را هم فقط میتوانم از منظر سینما نگاه کنم. اعتقادم این است که وقتی خود یهودیان -آدمهایی شبیه اسپیلبرگ که قبلتر «فهرست شیندلر» را با آن نگاه یکجانبه ساختهاند- به جایی رسیدهاند که مثلا در «مونیخ» این چنین به سیاستهای اسراییل میتازند، شاید باید قدری دیگر زمان بگذرد تا این موج کاملا حاکم شود و همه چیز بدون خونریزی به پایان برسد. منهای بوش و دیوانگیهایش، حالا مدتهاست که جنگ آخرین راهکار برای رسیدن به یک صلح منطقی نیست. میشود همهچیز را آرامتر دید، هرچند این دولتهای رادیکال که سیاست همه جهان را در اختیار دارند، بر خلاف مردمانشان هیچ نشانی از تمدن آغاز هزاره سوم ندارند.
میثم قاسمی در این چندسالی که میشناسمش، یک دلمشغولی اصلی دارد. مساپل خاورمیانه و خصوصا همین داستان قدیمی اسراییل، لبنان و فلسطین. حالا هم مثل همیشه او با دقت پیگیر ماجراست و خوب هم تحلیل میکند: «حمله اسرائيل به لبنان، يعني درگيري ايران و سوريه در خاكريز اول. اگر لبنان نتواند مقاومت كند، اتفاقات ناخوشايندي در انتظار سوريه و بهخصوص ايران است. يكي از آنها، بازگشت همه به پرونده هستهاي ايران است كه انگار بايد تا سالها مثل استخوان لاي زخم باقي بماند. آيا امكان دارد بحران جديد خاورميانه تا مدتها ادامه يابد؟ حداقل آنقدر كه غرب متقاعد شود اگر ايران امنيت نداشته باشد، اسرائيل هم آسايش ندارد؟»
اگر با آنچه از طریق کانالهای رسمی تحلیل میشود مشکل دارید، پیشنهاد میکنم یادداشتهای میثم را در «دیگری» بخوانید. این از آن زمانهاییست که وبلاگها میتوانند اهمیتشان را ثابت کنند.
از نگاهی دیگر:
[کرخت و بیعار مشو/ خوابگرد]
