۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۵
خروج از آفساید

دیروز دوسه ساعتی را با جعفر پناهی بودم قبل از سفرش به کره. خبر ورود زنان به استادیوم را صبح گرفته بود و به‌شدت هم انرژی داشت. در میان حرف‌هایش چیزی را گفت که به‌نظرم می‌شود رویش مانور داد. این‌که داستان حضور زنان در استادیوم را می‌شود یک‌جورهایی به نفع سینمای اجتماعی ایران و تاثیرش بر اجتماع هم ارزیابی کرد و از این اتفاق در راه کاهش ممیزی سینمای ایران بهره برد. حرف پناهی جای فکرکردن دارد، هرچند هم نمایش آفساید نامشخص است، هم اجرای دستور رئیس‌جمهور. اولی در جلسات هفتگی اداره نظارت گیر است و دومی را هم که امروز صبح، مجلسی‌ها زیرسوال برده‌اند.

دیشب و امروز سر دو میز، دوبازی مهم داشتم. اولی شطرنج بود و طبق پیش‌بینی خودم برنده‌اش بودم، دومی نرد بود و باز طبق پیش‌بینی، برد شب قبل را هم به‌کلی خنثی کرد. فرق شطرنج و نرد را هم که لابد می‌دانید. در اولی همه‌چیز دست خودت است و در دومی شانس تبدیل می‌شود به یک عامل تعیین‌کننده. این بیت را دوست دارم: وای از این نرد و از این تاس و از این بی‌خوابی/ که چه شب‌ها به نگاهی رفته‌ست

یک دیالوگ در «شب‌به‌خیر و موفق باشید» هست که بی‌نهایت دوستش دارم: «من هرگز به تو نه نگفتم... هرگز.»
دوست هم ندارم توضیحش دهم. بی‌خیال!


ساعت ۱۱:۵۲ ...(۶)

نظرات خوانندگان
حامد @ w ۱۳۸۵/۰۲/۰۶ ۰۱:۱۶ لينک

خسرو خان! شما که با شارلاتانيسم در جنگی ديگه چرا؟
اين جناب اجتماعی ساز ! که سرسلسله ی شارلاتانيسم هست که.
حالا می شه شک کنيم به حضرت تون که داستان بيشتر از اونکه شارلاتانيسم و هواداری از صداقت و مبارزه با ريا و دو رويی باشه ، باند بازيه؟


پاسخ: دوسه سال پيش راجع به پناهی هم نوشتم. نمی‌دانم يادت هست يا نه. ولی درمورد قبادی گفتم فيلم آخرش را دوست داشتم و درمورد پناهی هم، طلای سرخ و آفسايد دو تا از فيلم‌های محبوبم هستند عزيز. ربطی ندارد به هم گمانم.
نيما @ w ۱۳۸۵/۰۲/۰۶ ۰۱:۳۱ لينک

آفسايد پناهی رو نديدم. اما جريانی با عنوان مبارزه با بدحجابی در کنار آزادی زنان به ورزشگاه و جريان مشخص نبودن چيستی و چگونگی اون و اظهاراتی مبنی بر محدوديت ورود بانوان مجرد هنوز وضعيت رو برای شادی نامشخص کرده خسرو جان.

هما @ w ۱۳۸۵/۰۲/۰۶ ۰۱:۵۳ لينک

چقدر اين quotation چسبيد... چقدر

مرتضی @ w ۱۳۸۵/۰۲/۰۶ ۱۱:۰۴ لينک

در ضمن موی کوتاه خيلی بهت مياد رئيس!راستی خواهر کوچولوی منو که اونجا اذيت نمی کنی؟!

مهدی @ w ۱۳۸۵/۰۲/۰۶ ۱۱:۴۴ لينک

آقای نقيبی در مورد کن و اينکه هيچ فيلمی از ايران پذيرفته نشد نمی نويسيد.
چند هفته پيش در برنامه سينما - جشنواره که قبلآ در صفحه راهنمای ايرانشهر خودتان از توليدش گزارش نوشته بوديد با حضور کمال تبريزی و مسعود فراستی و يک تهيه کننده که اسمش يادم نيست همين موضوع مطرح شد و بر اين نظر بودند که آنها کم کم به سمتی پيش ميروند که سينمای ما را حذف کنند در جشنواره هايشان حالا که اين پيش بينی در اين مدت نه چندان زياد به واقعيت بدل شده می خواستم بدانم آيا واقعآ همينطور است يا بايد حرف فارابی و آقای رضا داد را قبول کرد که اين عدم پذيرش به خاطر اين است که فيلمسازان ما مستقل هستند؟!!!


پاسخ: لينک «چند کيلو خرما برای سينمای جشنواره‌اي» را بخوان رفيق در لينکدونی است.
... @ w ۱۳۸۵/۰۲/۰۷ ۱۸:۲۹ لينک

بی خيال نرد باختن رفيق! تولدت مبارک!! بادبادک ها درچه حالند؟


پاسخ: روی ميز ماندند. برای تازه‌واردهای پايينی. بی‌خيال!
نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.