حس خوب ِ بودن
يک: حباتنو تنها بازمانده دوران طلايي مطبوعات چند ماهي ميشد که در توقيف بود و تقريبا، براي هيچکس شور و شوق خواندن و نوشتن نمانده بود. چندماه بعد از حيات، با همشهريجهان سپري ميشد که ژورناليستيترين اتفاق آن مقطع بود، هرچند رويکرد تحليلياش باعث ميشد که نتواند جاي يک روزنامه کامل را براي همه پر کند. سه سال قبل، شرق در چنين شرايطي متولد شد؛ با همان گروه همشهري جهان که با تغيير مديريت در همشهري ترجيح داده بودند روزنامهاي براي خودشان منتشر کنند.
دو: نخستين شماره شرق بيشک يک اتفاق بود. باور اين مساله که هر روز ميتوان در چنان حجمي، مطالب بلند و تحليلي به مخاطب عرضه کرد، تقريبا سخت بود و البته روزنامهنگاران زيادي هم به هميندليل جذب شرق شدند. آنهايي که مدتها بود ميخواستند براي مخاطبان فراوان تحليلهاي بلند روز بنويسند و مجالي براي اينکار نمييافتند. همين هم البته بعدها به پاشنه آشيل شرق بدل شد. رفتن خبر به اولويت دوم و دادن اهميت بيشازحد به تحليل و گزارش. در آن مقطع، هر شماره شرق کتابي بود که در هرصفحه نام يک نويسنده و روزنامهنگار مطرح به چشم ميخورد و همه باور کرده بودند که قرار است تمام آن شوق چندسال گذشته در يک روزنامه بارديگر بازتوليد شود.
سه: حالا سهسال گذشته است و شرق، آن روياي روزهاي نخست نيست هرچند همچنان معتبرترين اتفاقيست که در عرصه روزنامهنگاري ايران درجريان است. هنوز هم روزنامهنگاران فراواني هستند که بهترين نوشتههايشان را براي شرق مينويسند و نويسندگاني که گزينه نخستشان براي همکاري با يک روزنامه، شرق است. اين نگاه عکسالعملي مشخص هم دارد. هرچه تحسينها بيشتر شود، انتقادها هم تند و تيزتر ميشود و نگاه حاکم بر روزنامه هم، گويي چنين حالتي را پذيرفته است.
چهار: در همه اين سهسال سعي کردهام موضع مستقلم نسبت به شرق را حفظ کنم، يعني همان حالتي را که در کار با اين روزنامه دارم. جز دهروز جشنواره بيستوسوم فجر، هيچگاه عضو ثابت تحريريه نبودهام اما ميان همکاران تحريريه بهگمانم از باسابقهترينها هستم. از همان شماره نخست - با آن طرح فوقالعاده افشين سبوکي و گزارش محشر سام فرزانه درباره پارازيتهاي ماهوارهاي که از کوبا ميآمدند روي جلد- تا حالا؛ و فکر ميکنم انتقادهاي گاهو بيگاهم در همينمدت و در دفعات فراوان در همين وبلاگ، نشان داده که سعي کردهام با فاصله به آنچه اتفاق ميافتد نگاه کنم.
پنج: شرق سهساله شده است. يک بار تا مرز توقيف پيش رفته و با واقعبيني سياستگذارانش از خطر جسته و حالا سومين سال انتشارش را در شرايطي جشن ميگيرد که با کناررفتن يکي دو روزنامه باقيمانده از جريان قبل، بار ديگر تبديل به تنها صداي متفاوت شده است. براي همينهم، محمد قوچاني اين چنين نگران درباره آينده روزنامه در سرمقاله ديروز نوشته است: «دولت جديد با شرق چه خواهد كرد؟ اين پرسشى است كه پاسخ به آن فعلا از عهده شرق خارج است. اميدواريم كه سال آينده در آغاز چهارمين سال انتشار شرق بتوانيم به اين پرسش پاسخ گوييم.»
شش: شرق سهساله شده و اين سالگردها حسي خوب به آدمي ميدهد که کمتر در اين چندسال، طعم گرفتن جشن سالگرد براي يک روزنامه را چشيده است.
تبريک براي اين سهسالگي به همه آنهايي که در شرق عضو ثابت تحريريهاند و به خوانندگاني که هنوز هم، خريدن شرق بخشي از عادت هر صبحشان است.
درهمين باره:
مرثيه [پرستو/ زننوشت]
روزنامه حرفه اى، روزنامه انتقادى [محمد قوچاني/ شرق]
| نظرات خوانندگان | |||||||||||
|
|||||||||||
