۲۳ خرداد ۱۳۸۵
رفقای من هم مقصرند
(با 2 پي‌نوشت)

عکس: منصور نصیری

کلیشه‌ای‌ش می‌شود این‌که بنویسم «این‌ها که امروز در هفت تیر کتک خوردند خواهران و مادران من هستند» اما فراتر از این، خیلی از آنها رفقایم هستند، همکاران نزدیکی که همه‌ی روزم را با آنها سر می‌کنم. این را گفتم تا بدانید می‌دانم چه اتفاقی افتاده و می‌افتد اما چیزهای دیگری هم هست که نمی‌فهمم. درک نمی‌کنم...
همه آنها که امروزشان را به هفت‌تیر رفتند می‌دانستند این تجمع بی‌مجوز به چنین سرانجامی می‌رسد. این را می‌شود در نوشته‌های همه، همه همین رفقای خودم هم فهمید. بند قانونی نیاورید. قانون همین چیزهایی‌ست که می‌دانیم و به ما می‌گویند. مدت‌هاست که برای تجمع باید از وزارت کشور اجازه قانونی گرفت. این شکل اعتراض را از سوی کسانی که مدعی‌اند می‌شود از راه‌های قانونی احقاق حق کرد، نمی‌فهمم. اصلا با نفس این اعتراض رو، مشکل دارم. قوانینی هست که باید اصلاح شود و خب با داد، با جیغ، اصلاح نمی‌شود، فقط سوژه می‌دهد به دوربین‌های گرسنه عکاس‌ها برای تغذیه آژانس‌های خبری. این تجمع‌ها را نمی‌فهمم چنان‌که داستان استادیوم رفتن‌های اخیر را هم نفهمیدم. اولین‌ش قابل درک بود. خبرنگاران خارجی در زمان انتخابات بودند و مشخص بود برای حفظ ظاهر هم که شده دختران راه به استادیوم می‌یابند ولی بعدش را، بعدی که فقط قرار است دلخوشی بدهد که «ما داریم یک کار بزرگ می‌کنیم» را نمی‌فهمم؛ می‌فهمم ولی برایم قابل درک نیست چرا رفقای من بازیگران‌ این بازی هستند؟ کسانی که خودشان می‌دانند راه‌های بهتر چیست، شکل درست‌تر چیست.
از حادثه بعدازظهر غمگین‌م ولی فکر می‌کنم دوستان‌م خودشان هم در کتک خوردن این زنان و دختران مقصرند. استفاده از شور و حال این آدم‌ها برای این‌که بگوییم «جنبش زنان چنین و چنان است» کم از کاری که آن زنان مهاجم میدان هفت تیر کردند ندارد. بی‌رحمانه است گفتن‌ش ولی بالاخره یکی باید این‌ها را یادآوری کند، حتی اگر به قرارگرفتن میان سیبل حمله بینجامد.

پی‌نوشت: ندا کامنت‌ گذاشته که «راهکار بهتر به نظرت چیه؟». جواب دقیقی ندارم ولی می‌دونم این راه‌ها ثمری نداره. به‌نظرم می‌شه مدنی‌تر و قانونی‌تر این حق و حقوق رو پی‌گیری کرد. خیلی خامش می‌شه چیزی تو مایه‌های همون موقعیت دفعه اول استادیوم که می‌دونستید ته‌ش موفقیت‌آمیزه و حتی اگه نمادین، به‌هرحال می‌شه برید و رو سکوها بشینید. می‌گم زمانی یه حرکتی انجام بشه که هزینه‌ش از ثمره‌ش بیشتر نباشه. حرفم اینه.

پی‌نوشت ۲: به گمان‌م حرف‌م در نوشته روشن است بنابراین به تک‌تک کامنت‌ها جواب نمی‌دهم. فقط رفقایی که سعی کرده‌اند همه‌چیز را از اساس زیر سوال ببرند یادشان باشد که خیلی جاها ما در همین بستر قانونی بسیاری از حقوق‌مان را به‌دست آورده‌ایم. راهکار هست، ولی ما همیشه به نزدیک‌ترین‌ش فکر می‌کنیم و البته پرحاشیه‌ترین‌ش. چرایی این را هم، هم من می‌‌دانم و هم شما...


نظرات خوانندگان
ندا @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۳ ۰۷:۰۵ لينک

راهکار بهتر به نظرت چیه؟

صدف @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۳ ۱۵:۳۴ لينک

ای بابا نقيبی جان، بد هم نيست گاهي به جز براي انرژي هسته اي براي حق هاي ديگه امان هم چانه بزنيم...

ملوديکا @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۳ ۲۲:۳۷ لينک

باور کن نتيجه نميده .. یا اگر هم بخواد نتيجه در دراز مدته ... فکر میکنم دیگه همه از وعده های دروغی و بیخود خسته شده باشن .
راه دیگری هست ؟؟

عجب @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۳ ۲۲:۵۲ لينک

تو حرف خاصی نداري، فقط خواستی يه چيزی گفته باشی که لج ملت رو در بياری و داغشون کنی. اين هم يه مدل لاس زدنه بالاخره. ولی ديگه حرف مفت نزن لطفا. «زمانی انجام بشه که فلان باشه»! مگه قمر در عقرب هستش و چرخه طبيعی داره که زمان مشخص ميکنی؟ طنابش دست ایناس. اينا همين طور سفت تر کنن، حالا می گی ملت هم بيشتر برن تو لاک خودشون؟ اينه دیگه؟

نيلوفر @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۴ ۱۵:۱۳ لينک

راه بهتر چيه؟ چپيدن تو اتاق های دربسته و لابی؟ لابی با نماينده مجلسی که قبولش نداری؟ امضا فلان آيت الله فسيل؟نامه فدايت شوم به رئيس جمهور؟ شرمنده! هيچ فعال زن با اخلاق و اصولی تن به اين کارها نمی دهد....تازه! پشت در بسته کی صدای آزادی خواه را بشنود پس؟ مدنی تر از تجمع آرام و بی سر و صدا چه راهی سراغ داری؟

آرش @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۴ ۱۷:۱۳ لينک

عزیز دل! باید به تاریخ مبارزات در تمام دنیا نگاه کرد. از این مسالمت آمیز تر می شود موافقت با وضع موجود. من ترس را درک می کنم. من خودم هم می ترسم. تحمل بازداشت و زندان ندارم...رک نوشتم این را. اما وقتی زنان شجاعتشان از من بیشتر است و تازه مسالمت آمیز و مدنی هم اعتراض می کنند نباید آنها را به بهانه ی بی فایده بودن دلسرد کرد. مگر می شود بی فایده باشد. بالخره آنها که باتوم می زنند خسته می شوند. اگر شما با اصرار و با اصرار و با اصرار به شیوه ی مدنی و مسالمت آمیز اعتراض کنی،خلاصه یکجا طرف مقابل حرفت را می شنود یا یک قدم عقب می رود. اما تو باید یک قدم جلو بروی که او یک قدم عقب برود.این آرام ترین و مسالمت آمیز ترین شکل ممکن اعتراض بود. اعتراض زنان در فضای امروز واقعی ترین و ملموس ترین شکل اعتراض سیاسی و اجتماعی است.

farshad @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۴ ۱۷:۴۲ لينک

دوست عزیز در این شرایط ناگوار بهتر است به آرژانتین فکر کنیم و اینکه شک نیست که قهرمان است نه به دائی و خانه سالمندان و یک آدم عقب افتاده 2 متری که یک توپ 500 گرمی را نمی تواند بشوتت و زنان وحشی که اولین باز است این موجودات را میبینم
عشق است آرژانتی

مزدک @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۴ ۱۹:۰۶ لينک

در هفتاد و هشتمین سال تولد اسطوره (۱۴ ژوئن)
امتداد یک افسانه


صدف @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۵ ۱۰:۳۷ لينک

رفيق دل نازک! اپ کن ديگه...

جاويد @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۵ ۱۳:۴۸ لينک

مبارزه مدنی با کی ؟ با حکومتی که روی هیتلر رو بارها سفيد کرده ؟؟؟
به نظر من راه حل شورش ومبارزه مسلحانه مردمی است :-)
دولت دیکتاتوری که به قوانین ارتجاعی خودش هم پایبند نیست رونمیشه با دولت سوئیس و سوئد و ..مقایسه کرد !


آلوچه خانوم @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۵ ۱۸:۳۷ لينک

من باهات موافقم. هزينه اين حرکتها از دست آوردهاشون بسيار بيشتر ه . من نمی دونم راهش چيه ولی مطمئننا اين نيست . خانومهای ايرانی شايد عملی ترين کاری که می تونن بکنن تربيت دختر و پسرهای فهميده و منطقی باشه شايد اينطوری تا ۵۰ سال ديگه اوضاع فرق کنه . من گفتم عملی ترين کار منظورم فعاليتی است که ممکنه بعد از مدتی به بار بشينه . کار فرهنگی عظيمی بايد صورت بگيره که از توی خونه هامون بايد شروع کنيم اگه اينو بفهميم که بايدتغيير رو از خودمون بوجود بياريم

حامد @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۶ ۰۴:۳۲ لينک

منم با خسرو خان موافقم.

بايد مبارزه ی * معدنی* کرد.

کاملا درسته.

امير حسين @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۹ ۰۷:۴۱ لينک

متاسفانه بسياری اين حرف رو قبول ندارند که مقصر هستند وو وقتی اين حرف رو بيان می کنی تورو به عامل نظام بودن و..... متهم می کنند و با فحاشی باهات رو برو ميشند.
اونها فکر می کنند چون خواسته به حقی دارند ديگه بايد پای روی قانون بگذارند و فراتر از قانون عمل کنند راستش مشکل اينه که اينها خودشون رو ميبينند و هيچ گاه به عابر و کسبه و ساکنين محل فکر نکرده اند و به حقوق آنها توجه!!!!!!!!!!!!!۱۱

مهشيد @ w ۱۳۸۵/۰۴/۰۳ ۰۴:۳۳ لينک

من نميگويم هر کاری بهتر از بی کاری است. اما به نظرم صرف انتقاد در اين مورد کافی نيست. بايد انتقاد کرد برای بهتر شدن کار اما بايد راه کار هم ارائه کرد.
اين مسئله که نبايد خودی و غريبه داشته باشيم درست. اما آنجا هم که سيصد نفر امضا ميکنند و فقط سی نفر جلوی استاديوم جمع ميشوند ، آيا خودی ها هستند ؟
بايد خيلی کار شود . و کار با انتقاد بهتر ميشود. بگوييم و بنويسيم ...

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.