۲۶ خرداد ۱۳۸۵
این «ما»ی دوست‌داشتنی

قرار است اولین شماره، رسمی‌ٍ رسمی برود چاپخانه و آن‌طرف‌تر آرژانتین دارد صربستان را له می‌کند. فریاد دوستان از آبدارخانه می‌آید و هرگل تازه را این‌جوری حالی من درگیر کار می‌کند. فقط برای یک لحظه وقت می‌کنم تا حرکت آهسته گل دوم را ببینم. پشت پای جلوی دروازه و ضربه کامبیاسو را. گفته بودم که ما قهرمانیم.

دل‌م از حالا برای آن «ما»ی دیگر، «ما»ی خودمان شور می‌زند. در کمال پررویی باز به همه گفته‌ام پرتغال را هم می‌بریم و تا لحظه شروع بازی بیست و چهار ساعت نمانده. یعنی می‌شود فردا این موقع در خیابان مشغول فریادزدن باشیم؟

مرتبط:
[كری خوانان عزيز! با كمال احترام؛ خفه شيد/ جواد روح]
[۶تایی‌ها/ حمیدرضا علاقه‌بند]


ساعت ۱۹:۵۳ ...(۶)

نظرات خوانندگان
نسيم قاضی زاده @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۷ ۱۹:۵۸ لينک

من اساسا طرفدار پر و پاقرص اين آبی سفيد پوام ...حتی اگر گاه لاجوردی بپوشن .........

ملوديکا @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۸ ۱۵:۲۹ لينک

نميدونم چرا خيلی اميدوار بودم ؟؟
کاش ميشد مردم با يه دلخوشی کوچيک يه شب مشکلات بزرگشونو فراموش کنن .
نشد . راست ميگی . فکر کنم خدا خوابيده .

حمیدرضا @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۹ ۱۵:۰۱ لينک

همشهری جمعه هم اين هفته در می آيد. يادش بخير اون روزها.

اين کجا و آن کجا؟؟ @ w ۱۳۸۵/۰۳/۲۹ ۱۹:۰۴ لينک

محمدحسن شهسواری- از خوابگرد
بعدالتّحریر:
امیدوارم این دوره از انتشار همشهری جمعه مانند دوره‌ی قبل، پر از خاطرات باحال و به یاد ماندنی باشد. یادش به‌خیر آن دوره که رئیس «علی‌رضا محمودی» بود و این علی‌رضا محمودی از معدود آدم‌هایی است که آدم کیف می‌کند زیر دستش کار کند. با این که، خدای من، این بچه‌ها چقدر اذیتش می‌کردند و مطالب را دیر می‌رساندند. «خسرو»، یادت است؟ آن روز البته تو نبودی و علی‌رضا را ما شش نفری دست‌هایش را گرفته بودیم که موهایش را از دست تو نکند؟ «نیما»، یادت می‌آید بازی ایران و چین را که من و علی‌رضا می‌گفتیم دهه چهل باید روحیه بدهد و بازی را باختیم؟


سياورشن @ w ۱۳۸۵/۰۳/۳۰ ۱۰:۰۵ لينک

آرجنتین )چشمک(

سياورشن @ w ۱۳۸۵/۰۳/۳۰ ۱۰:۰۵ لينک

سلام همشهری جمعه را می خواندم اگر درهمان مایه ها باشد که ...به روزم با این مطلب که : جام با ارزش هست ول آرپانتین دلها را ربوده است ...برای بازی با هلند ! قربانت

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.