۲۰ شهريور ۱۳۸۵
اين هم از شرق... خيال‌تان راحت شد؟

خيال رفقا راحت. خيال همه آنهايي كه در اين چندماه و چندسال، چشم ديدن شرق را نداشتند. حالا ببينيد كه بدون شرق، زندگي «خيلي» هم «قشنگ»‌تر نيست. حالا رسما حتي يك روزنامه حرفه‌اي هم در اين مملكت درنمي‌آيد. اين پايان رسمي دوران طلايي روزنامه‌نگاري دوم خرداد است و روزهاي تثبيت فرمانروايي كوتوله‌ها بر مطبوعات.
اين هفته لعنتي، كي تمام مي‌شود؟

صبح كه بلند شدم مي‌خواستم بنشينم و يك مطلب بلند درباره خروج گروه انديشه شرق -و در راس‌شان حميدرضا ابك- از روزنامه بنويسم كه خبر نحس خودش را از در و ديوار - تلفن و sms و هرجايي كه فكرش را بكنيد- تحميل كرد. نبودن ابك در شرق تلخ بود، تيتر «آينده شرق» رحمانيان در صفحه اول آخرين شماره تلخ‌تر...

می‌سوزاند اما می‌گذرد/ ندا دهقانی
انگار که زمين برای خيلی‌ها دارد می‌لرزد/ پرستو دوکوهکی
دومین بار؛ از تحریریه یک روزنامه توقیف‌شده/ بابک غفوری‌آذر
شاید راه برای توقیف باقیمانده‌ها باز شود/ فهمیه خضرحیدری
... و نوبت شرق رسید!/ آسیه امینی
شرق تاوان نقد هرچند ملایم دولت را پرداخت/ اکبر منتجبی
باز هم به بهانه انتشار یک کاریکاتور/ بیژن صف‌سری

 

ساعت ۸
این عکس همین دو کوچه بالاتر از جایی که دارم لینک می‌دهم و می‌لاگ‌م گرفته شده. حسن سربخشیان آن را گرفته و همه‌چیزش همانی‌ست که فکر می‌کردم. دل رفتن به شرق را نداشتم. همان یک‌بار حیات‌نو، همان آواری که سرم خراب شد بس بود برای همه عمر. ایران جمعه پس از توقیف را ندیدم، شرق را هم نمی‌خواهم این‌گونه ببینم. حداقل تصویرهایی که در ذهن‌م می‌ماند تصویر خندان بچه‌هاست از یک روز کاری. نه هیچ چیز دیگری که می‌خواهند در ذهن ما، همه ما، بماند.
چرا صنم عزیزم... حالا لابد دیگر کسی نگران اموال وبلاگی‌ش نخواهد بود.
چرا فهمیه‌جان... دقیقا واژه «تنها روزنامه» را درست، جایی که باید، به کار برده‌‌ام. هیچ‌وقت این‌قدر با منظور از واژه‌ها استفاده نکردم که در بالا از آن استفاده کرده‌ام.
چرا رفقا... بدی اتفاقی که افتاده را، کمی بعدتر، شاید فقط تا چندروز دیگر می‌فهمید.
هیچ‌وقت این‌قدر از روزنامه‌نگاری در این مرز پرگهر ناامید نبوده‌ام که امروز...

عكس: حسن سربخشيان


نظرات خوانندگان
خورشید @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۰ ۲۰:۳۲ لينک

به نظرم این بدترین چیزی بود که می تونستی بنویسی. چه ربطی داره؟ یعنی نباید انتقاد کرد؟‌ این حرفی که می زنی دقیقا در راستای ایدئولوژی همون هایی هست که شرق رو توقیف کردن. نمی شه که یه اصولی فقط برای بقیه واجب باشه و برای ما نباشه که. شرق رو منقدینش تعطیل نکردن. می دونم الان عصبانی هستی و کاملا درک می کنم. ولی ای کاش عصبانیتت رو به سمت اونایی ببری که واقعا مقصر بستن شرق هستن.

ليلی @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۰ ۲۲:۱۹ لينک

خب خسرو.. جامعه مطبوعاتي منتظره كه تو حرفه‌اي ترين روزنامه ايران رو راه بندازي ديگه :) اين اصطلاح حرفه‌اي‌ترين جدا بد بود!

امير پاچينو @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۰۱:۴۳ لينک

سلام :
روز سينما (21/6) را به شما دوست عزيز تبريك ميگويم .
به وبلاگمان سري بزنيد .

با تشكر :
خانواده عشق پاچينو

سینا @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۰۳:۱۰ لينک

آقا روزنامه اطلاعات رو هم توقیف می کنن یا دیگه این یکی می مونه؟ :(

مهدی یزدانی خرم @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۰۳:۳۱ لينک

ممنون خسرو عزیز.این نیز بگذرد.............


پاسخ: ولی تا اين‌ها خاطره شود... می‌دانی جمله کامل بهنود را که مهدی عزيز؟ امروز دل‌م آنجا بود. پيش همه‌ی بچه‌ها.
مهيار @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۰۵:۰۶ لينک

لعنت به اين زندگی پرمشغله الان ۱ساعت که از ساعت ۲ نیمه شب دارم تو سايت شرق دنبال شماره امروز ميگردم همش The page cannot be found مياد منه بي خبر از همه جا گفتم بيام سری به خسرو بزنم و برگردم ...
چی ميبينم واقعا شوکه شدم شرق توقيف شد همين...
چقدر من از خبرا عقبم
حالا نميدونم بدون شرق چيکار کنم؟!
خب فعلا ميرم لينک هايی که خسرو داده بخونم ببينم جريان چی بوده
لعنت لعنت لعنت به هرچی سانسورچی...


پاسخ: روزمره‌گی. روزمره‌گی. روزمره‌گی. برای خيلی‌ها وسط اين روزمره‌گی همين هم مهم نيست عزيز... :-(
صدف @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۱۲:۳۶ لينک

بد است خيلی بد ... از ديروز برای همه دوستهامون ناراحتيم ، حتی اگر نميشناختيمشون هم بد بود چه برسه به حالا که با خيلی هاشون هم دوست هستيم يا مثل من اونجا شروع همه چی بوده...

آلوچه خانوم @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۱۳:۴۹ لينک

حالا يعنی چی اونوقت !؟
چقدر آخرين شماره ها رو يادگاری نگه داريم . حال آدم بد می شه . يه کارتون آخرين شماره دارم
آخرين سلام. آخرين نشاط . آخرين نوسازی . آخرين نوروز . آخرين صبح امروز . آخرين خرداد
آخرين شماره مجله پيام امروز . ...


پاسخ: خيلی تلخ بود چيزی که گفتی... خيلی :-(
مهدي يزداني خرم @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۱۴:۰۱ لينک

راست مي گويي. اين روزهااز خاطراتم هم دل خوشي ندارم . من هم مثل تو خسته ام...شايد دوباره ؛سفر به انتهاي شب را بخوانم

سبا @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۱ ۱۵:۰۱ لينک

....زبانم در دهان باز بسته است

اميد @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۲ ۰۱:۰۲ لينک

تا وقتی ملت روزنامه ای عين انسان های مست و لايعقل و بی تفاوت از ترس معاش سکوت می کنند بايد همين طور باشد! روزنامه نگارانی که از گرفتن حق خود مانده اند! هر روز گروه گروه بيکار می شوند و اين بيکاری آنها برای بقيه هم قطارانشان شايد به اندازه نوشتن يک مطلب تلخ!!! قابل اهميت باشد! بهتر است بقيه درباره گل و درخت بنويسند که توقيف نشوند! اوف بر شما جماعت حراف بی عمل

ساجده شریفی @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۲ ۰۱:۲۹ لينک

دو روزی است که آفتاب از غرب طلوع می کند

پرهيب @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۲ ۱۲:۴۲ لينک

آينده نشان خواهد داد كه اين كوتوله هاي محترم بر اين عرصه و اين مملكت چه خواهند كرد. اگر اعتراض مدني داشتيد ما را هم جريان بگذاريد.

روشن @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۲ ۱۸:۳۰ لينک

آفتاب در شرق غروب می‌کند ... ؟!
www.Faslenou.com

بهزاد عليمی @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۲ ۲۰:۴۹ لينک

من که خيلی دلم خنک شد. و بايد بگم که الان که فکر می کنم ميبينم زندگی بدون اون شرق تکه پاره واقعا ((قشنگ)) تره!!
من جزو آدم هايی هستم که فکر می کنم هيچی بهتر از کاچيه!
به هر حال کاری که آسونه توی اين مملکت روزنامه باز کردنه با اون کاغذ های مفتکی! هيچ کس بيکار نميمونه.

با انصاف @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۳ ۲۲:۳۹ لينک

آقای علیمی خفه شو.واقغا خفه شو. برای مدت نا محدودی خفه شو...........

يكي كه هميشه شرق مي‌خوند @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۵ ۱۳:۴۵ لينک

آقای عليمی! کی از شما نظر خواست؟ کی گفت شما حرف بزنی؟ کی گفت شما از همه‌چی خبر داری؟ روزنامه وا کردن تو اين مملکت آسونه؟ نه آقا جان زر مفت زدن و دری‌وری‌بافتن آسونه. يعنی همين کاری که شما توش استادی. من شما رو نمی‌شناسم. فکر هم نمی‌کنم اسمتون واقعی باشه. دوست هم ندارم اسم منحوستون رو بدونم. ولی يه چيزی هست که مونده تو گلوم که بگم. به قول امريکايی‌ها: fuck you, son of the bitch!

بهزاد عليمی @ w ۱۳۸۵/۰۶/۲۶ ۰۳:۳۲ لينک

مرسی واسه لطفت دوست شرق خون. من هم خب درک می کنم وقتايی که آدم يه چيزی تو گلوش گير می کنه و می خواد بگه حتی اگه اون چيز بد و بيراه به کسی باشه که فکر می کنه زندگی بدون منتشر شدن يک روزنامه ای قشنگ تره و از توقیف شدنش به طور شخصی دلش خنک می شه!!!!
خب يک قسمت هايی از شرق بود که من هم هر روز می خوندم ولی نمی فهمم اين که کل اين شرق برای بعضی ها حکم ناموس يا مقام معظم رهبری رو داره چيه جريانش.

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.