درست میانهی همین اردیبهشت بارانی تهران
به پدرام که بهانهی نوشتن این خطها شد
و برای نیما، سامان، لیلی و همهی اردیبهشتیهای زندگیم
که مثل هیچکس نیستند
لعنتی...
یکی
یکجایی
بالاخره خواهد نوشت که این حال ما
این حال خوب ما را
تکرار هم هست
هرچند شاید
فقط با خودمان
درست میانهی همین اردیبهشت بارانی تهران
پنجم اردیبهشت- تهران
تازه یادم افتاده که این حال طوفانی، این که روزها را عصیان کردهام، و شبها را که پر دلتنگی و جنونم، فقط برای خود این ماه لعنتیست که از بچهگی هم همین بلاها را سرم میآورده و من دم نمیزدم بسکه عزیز است و دوستداشتنی. یادم که نیامده؛ یادم آورد رفیق تازهآمدهی اردیبهشتیم...
هربار که کسی روز و ماه میپرسد، میگویم این روز و این ماه از معدود چیزهای شخصیم است که دوستش دارم. همراه «خسرو» نامیدهشدن، «۷» هم عدد محبوبم است و «اردیبهشت»، ماه عزیز. خیلی موقعیت پارادوکسیکالیست که همیشه وقت پرکردن بدترین فرمهای ممکن هم این «خسرو» و «هفت» و «اردیبهشت» -همین واژههای متعلق به من- هستند که کمی خیالم را راحت میکنند؛ که بهجای این اتفاقهای عجیب، بهانههای کوچکی هم باقی مانده برای زندگیکردن؛ که شخصیست و تعلق دارد به خودم. که اصلا «من» را میسازد...
پارسال از کابوس کودکی نوشتم و اینکه ترس ورود به ۲۵سالهگی را دارم. حالا ۲۵ هم گذشت و ۲۶، دو روز دیگر شروع میشود و دیگر نه ترس دارم، نه کابوس. یکجور رخوت و بیانگیزهگی عجیب، جاش را گرفته. یکجور بیاهمیتی نسبت به همهچیز. خیلی دلم نمیخواهد با آدمها دمخور شوم، که بعد آزار ببینم؛ خیلی هم نمیخواهم آرامش طبیعی دیگران را با «آنرمالیتی» بالام به هم بریزم. برای همین است که «کنج» خودم ماندهام و سروصدایی هم نمیکنم. این روزها هم میگذرند...
همهچیزمان را، این روزها، انگار بونوئل عزیز است که سروسامان داده. این حس سوررئالیستی جاری در فضا را؛ همهی این حجم مبهم دیوانهگی پنهان را...
| نظرات خوانندگان | |||||||||||
| لیلا @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۰۹:۱۵ لينک | ||||||||||
|
هفت اردی بهشتتون مبارک . حسی که دارید بنظرم بسیار پخته تر و عمیق تر از یک بیست و شش ساله است .
|
|||||||||||
| محسن آزرم @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۱۰:۰۴ لينک | ||||||||||
|
مُبارک باشد خسروجان. حالا کو تا 40 سالگی. کُلّی وقت داری هنوز...
|
|||||||||||
| nima @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۱۱:۳۲ لينک | ||||||||||
|
tavalodeet mobarak khosrow jan :)
|
|||||||||||
| مریم @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۱۱:۵۵ لينک | ||||||||||
|
تبریک می گم...
|
|||||||||||
| بهار @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۱۲:۱۵ لينک | ||||||||||
|
مبارک باشه عزیز همیشه خوش باشی
|
|||||||||||
| مهرزاد دانش @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۱۳:۵۰ لينک | ||||||||||
|
سلام.تولدتان خجسته باد.ان شاءالله سالهاي سال خوش و خرم باشيد.
|
|||||||||||
| لیلی @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۱۵:۴۶ لينک | ||||||||||
|
آه..ای رفیق :)
|
|||||||||||
| پدرام @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۵ ۱۸:۳۱ لينک | ||||||||||
|
مخلصیم رفیق...
|
|||||||||||
| ساجده شریفی @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۶ ۱۸:۰۳ لينک | ||||||||||
|
بانوی اردیبهشت...
|
|||||||||||
| gha3dak @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۷ ۰۰:۳۰ لينک | ||||||||||
|
مبارک باشه، برام خیلی جالبه که با یکی از کسایی که ازشون خوشم می یاد، توی یک روز به دنیا اومدیم...
|
|||||||||||
| امير نوری زاده @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۷ ۲۰:۴۸ لينک | ||||||||||
|
تولدت مبارک باشه خسرو جان .هر چه زودتر دوست دارم نظرت رو درباره سریال گمشدگان را بدونم
|
|||||||||||
| آلوچه خانوم @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۷ ۲۳:۳۲ لينک | ||||||||||
|
جدی هفت اردی بهشتی هستی ؟ با این حساب سومین هفت اردی بهشتی هستی که افتخار آشناییشان را دارم . |
|||||||||||
| الهام @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۸ ۰۹:۱۳ لينک | ||||||||||
|
مبارك باشه .
|
|||||||||||
| نسيما @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۸ ۱۲:۲۸ لينک | ||||||||||
|
سلام 7 ارديبهشتت مبارك |
|||||||||||
| آلوچه خانوم @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۸ ۱۵:۳۵ لينک | ||||||||||
|
الان روی لینک سال گذشته کیلک کردم دیدم پارسال هم پيغام داشتم برات تعجب میکردم چرا یادم نمونده بود که هفت اردی بهشتی هستی ! آخه من حافظه خوبی توی اینجور چیزها دارم ... ولی یه چیز جالب یکی از هفت اردی بهشتی هایی که گفتم پارسال دنیا اومده . همون روزی که اون یادداشت رو گذاشتی . دختری به اسم دیبا که دیروز شمع کیک یک سالگی اش رو فوت کرد به نظرت جالب نیست ؟ |
|||||||||||
| پریسا @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۸ ۱۷:۰۶ لينک | ||||||||||
|
تولدت مبارک!
|
|||||||||||
| صدف @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۰۹ ۱۱:۰۲ لينک | ||||||||||
|
خسرو، تولدت مبارک...(واقعا)!
|
|||||||||||
| azy @ w | ۱۳۸۶/۰۲/۱۱ ۱۵:۰۷ لينک | ||||||||||
|
سلام. تولدت مبارک باشه دوست اردیبهشتی. توی ماهی به دنیا اومدی که عروس ماههای ساله.
|
|||||||||||
|
|||||||||||
