۰۶ تير ۱۳۸۷
سایه‌ی تو، سروناز نازِ ناز

... و معجزه‌ی دوباره شهیار؛ برای آنها که فکر می‌کنند دوران ترانه به‌سرآمده و برای آنها که مدعی‌ند و از جاودانه‌گی مثلث ترانه گله دارند و برای خودشان جایی جست‌وجو می‌کنند. «حسادت» را بخوانید و بعد گوش کنید و یادتان باشد مرد پرخاش‌گری که گاهی وقت‌ها به حکم تصویر امروز که برخی دوست ندارند، گذشته‌اش هم نفی می‌شود، هنوز بهترین ترانه‌سرای ماست. برای ابد... و هنوز هم تر و تازه «شعر می‌ریسد...».

آغوش تو، حادثه‌ای مبارک/ زیر بارون، رهایی بادبادک
لبخند تو، خورشید دست‌ودل‌باز/ سایه‌ی تو، سروناز نازِ ناز

با تو بساط شب چه روبه‌راهه/ بی‌تو ولی خورشیدم رو سیاهه
هُرم نفس‌های تو آتش‌کده/ سایه‌ی دست‌ِت تنها سرپناهه

من که حال چشماتو نپرسیدم/ دارم عطر دستات‌َم از دست می‌دم
با تو می‌شد یه‌جور دیگه سر کرد/ می‌شد هوای درد رو دربه‌در کرد
هر فکر ساده، فکر کودکانه/ پیش تو کشف شعر عاشقانه
دلشوره‌های صدای پای تو/ حتی حسادت به گربه‌های تو

بی وقفه، بی‌تو، با تو، قد کشیدم
به وقت رویا، حتی دیره، می‌رم/ در غیبت تو، حاضرم بمیرم

هر فکر ساده، فکر کودکانه/ پیش تو کشف شعر عاشقانه
دلشوره‌های صدای پای تو/ حتی حسادت به گربه‌های تو
آغوش تو، حادثه‌ای مبارک/ زیر بارون، رهایی بادبادک
لبخند تو، خورشید دست‌ودل‌باز/ سایه‌ی تو، سروناز نازِ ناز

وای که این وصف عاشقانه‌ی «سایه‌ی تو، سروناز نازِ ناز» و ضربه‌ی «حتی حسادت به گربه‌های تو» در ترانه چه‌قدر شهیاری و چه‌قدر بی‌نظیر است و چه‌قدر هم در اجرا و زمان خوانده‌شدن خوب درآمده... این یکی از ۹ ترانه‌ی آلبوم «سیمرغ» با صدای راستین است که این ماه منتشر شده؛ چند تک‌آهنگ‌ش از اواخر سال قبل شنیده شد و حالا مجموعه‌اش ـ‌تشکیل‌شده از سه ترانه‌ی شهیار قنبری، سه ترانه‌ی اردلان سرفراز، شعری از حافظ و دو ترانه از ایرج جنتی‌عطایی و مهیار کاظم‌زاده که موسیقی همه‌شان از فرید زلاند است‌ـ امکان یک قضاوت کامل فراهم می‌کند. برای آنها هم که معتقدند راستین، رونوشتی از سال‌های جوانی ابی‌ست، «سیمرغ» می‌تواند محل تجدیدنظر مناسبی باشد؛ راستین آهنگ‌هایی را می‌خواند که صدای ابی این سال‌ها دیگر نمی‌تواند آن اندازه بالا رود و خود ابی هم آگاهانه این را پذیرفته و در دو سه آلبوم آخرش حد بالارفتن این صدا را رعایت می‌کند. «سیمرغ» حداقل چهاراجرای فراتر از انتظار دارد و این برای یک آلبوم اول ـ‌اگر نگویم شاهکار‌ـ یک ایده‌آل است.


نظرات خوانندگان
علي @ w ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۰۴:۴۱ لينک

با همش موافقم به جز قضيه ي حسادت به گربه ها....اگه نبود بهتر بود، به شدت تو ذوق ميزنه و يهو - به قول خودت ضربه ش- آدمو از رويا پرت ميكنه بيرون


پاسخ: خوبه برادر... خوبه ضربه‌ش... :)
محسن آزرم @ w ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۱۰:۳۸ لينک

خسرو جان، دمت گرم و سرت خوش باد...
من هم از این «حسادت» بسی لذّت برده‌ام و از این «حتّا حسادت به گربه‌هایِ تو» که می‌خواند، بسی لذّت برده‌ام. چه خوب که بالأخره کسی درباره‌اش چند کلمه‌ای نوشت. محافظه‌کاری [تو بخوان محتاط‌بودنِ من] مانع از این شد که حرفِ دلم را درباره‌یِ این ترانه و اجرایش تویِ وبلاگم بنویسم...
خلاصه این‌که دمت گرم و سرت خوش باد...


پاسخ: :) می‌دانم رفيق. فقط لينک ندادم چون فکر کردم اگر ارجاع مستقيم بدهم آن وهم نوشته‌ات را خراب می‌کنم. رازآلود بود آن نوشته و دوست‌ش داشتم.
behnaz @ w ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۱۳:۱۵ لينک

منم دوست داشتم این آلبوم رو :)

شيما @ w ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۲۰:۴۸ لينک

يادمه بار اول كه ترانه ي "گل من" رو شنيدم ساعت 12 شب بود. خواب كلا از سرم پريد. تا 3 صبح همينجور گيج بودم. به نظرم اين آهنگ به معناي واقعي كلمه شاهكاره. يكي از زيباترين ترانه هاي اردلان سرفرازه. مدت ها بود ترانه اي ازش نشنيده بودم كه تا اين حد تاثيرگذار باشه. موسيقي جادويي فريد زولاند و اجراي بسيار زيباي راستين هم در كنار ترانه، اين آهنگو موندگار كرده.

كلا آلبوم خيلي خوبي بود. من كه خيلي لذت بردم. حرفه اي و پر از احساس. خيلي خوشحال ميشم وقتي تو اين آشفته بازار موسيقي يه خواننده مي بينم كه ترانه رو مي فهمه. چقدر آدم بايد انتظار بكشه تا يه همچين كاري بيرون بياد. ترانه ي "حسادت" هم كه شما اشاره كرديد دوست داشتم ولي به نظر من "گل من" يه چيز ديگه بود.

سوسن @ w ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ ۱۴:۲۹ لينک

تو این قحطی غزل و ترانه، "سیمرغ" معرکه ست، برادر! معرکه...

مازیار @ w ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ ۲۲:۴۲ لينک

کاملا ً مخالفم. تو جنگل شیش و هشت چقدر به ما خوش گذشت و بقیه ترانه های متشتتی که گاهی لحظه های خوبی هم دارد نمی تواند جلودار ترانه امروز ما باشد. جدا از لحن پرخاشگری که به ترانه هایش هم نفوذ کرده. راستین هم شاید خواننده بدی نباشد اما فعلا ً قربانی لجبازی زلاند با ابی شده. بالا که می خواند کاملا ً ادای ابی است، پائین هم که می خواند زیبا نیست. کاش آن دلخوری و رو کم کنی تمام شود این بیچاره بتواند مثل خودش بخواند.


پاسخ: من هم کاملا مخالفم :)
هادی @ w ۱۳۸۷/۰۴/۱۴ ۱۲:۳۷ لينک

اخوی ، انگار شما ترانه رو گوش نکردین و تنها تکس رو از ایران ترانه کپی کردین. لطفا متن ترانه رو که اشتباه نوشتی درست کن.

یک تکه جا افتاده
(با گیسوانت صد تا رویا بافتن)
که تکه بعدی رو اشتباه نوشتی- یا تو سایت ایران ترانه اشتباه نوشتن و شما کپی کردی
(بی وقفه با تو با تو قد کشیدن)

(به وقت رویا حتی دیر دیرم)
نه دیر میرم!
این دیر دیرم رو شهیار تو ترانه غیبت نور که شکیلا خونده هم داره.

من همیشه دیر دیرم
دست خوب تو کو؟ تا بگیرم


پاسخ: قاعدتا نمی‌شينم تکست پياده کنم. از روی ايران‌ترانه برداشتم متن رو. اصلاح شد :)
پری @ w ۱۳۸۷/۰۵/۰۳ ۰۹:۳۶ لينک

این حسادت گربه ها واقعا شعرو خراب کرده
اخه کدوم ادم عاقلی به حیون مزخرفی مثل گربه حسودی میکنی
البته به قول دوستان در کل عالی بود

محمود @ w ۱۳۸۷/۰۵/۱۴ ۰۷:۲۱ لينک

این لینکو ببینید حتمن:

http://dada-mahmood.blogspot.com/2008/06/blog-post_27.html

زمان @ w ۱۳۸۷/۰۶/۰۵ ۲۰:۳۷ لينک

عجیبه همه می پرسن چرا حسادت به گربه ها ........؟
مگه نمیبینید که شاعر میگه "هر فکر ساده، فکر کودکانه/ پیش تو کشف شعر عاشقانه"
خب قضیه حسادت به گربه ها هم یکی از این فکر های کودکانه است دیگه. یعنی حسادت به گربه چون مدت زمان بیشتری رو کنار معشوق سر می کنند.

شیوا @ w ۱۳۸۸/۰۲/۳۱ ۲۰:۱۵ لينک

عالی بود
مخصوصا حسادت به گربه های تو!
شعر شهیار همیشه تازست
بی نظیره

نام:
ايميل:
وب‌سايت:
متن نظر:
آدرس ايميل مرا نمايش نده.