... و معجزهی دوباره شهیار؛ برای آنها که فکر میکنند دوران ترانه بهسرآمده و برای آنها که مدعیند و از جاودانهگی مثلث ترانه گله دارند و برای خودشان جایی جستوجو میکنند. «حسادت» را بخوانید و بعد گوش کنید و یادتان باشد مرد پرخاشگری که گاهی وقتها به حکم تصویر امروز که برخی دوست ندارند، گذشتهاش هم نفی میشود، هنوز بهترین ترانهسرای ماست. برای ابد... و هنوز هم تر و تازه «شعر میریسد...».
آغوش تو، حادثهای مبارک/ زیر بارون، رهایی بادبادک
لبخند تو، خورشید دستودلباز/ سایهی تو، سروناز نازِ ناز
با تو بساط شب چه روبهراهه/ بیتو ولی خورشیدم رو سیاهه
هُرم نفسهای تو آتشکده/ سایهی دستِت تنها سرپناهه
من که حال چشماتو نپرسیدم/ دارم عطر دستاتَم از دست میدم
با تو میشد یهجور دیگه سر کرد/ میشد هوای درد رو دربهدر کرد
هر فکر ساده، فکر کودکانه/ پیش تو کشف شعر عاشقانه
دلشورههای صدای پای تو/ حتی حسادت به گربههای تو
بی وقفه، بیتو، با تو، قد کشیدم
به وقت رویا، حتی دیره، میرم/ در غیبت تو، حاضرم بمیرم
هر فکر ساده، فکر کودکانه/ پیش تو کشف شعر عاشقانه
دلشورههای صدای پای تو/ حتی حسادت به گربههای تو
آغوش تو، حادثهای مبارک/ زیر بارون، رهایی بادبادک
لبخند تو، خورشید دستودلباز/ سایهی تو، سروناز نازِ ناز
وای که این وصف عاشقانهی «سایهی تو، سروناز نازِ ناز» و ضربهی «حتی حسادت به گربههای تو» در ترانه چهقدر شهیاری و چهقدر بینظیر است و چهقدر هم در اجرا و زمان خواندهشدن خوب درآمده... این یکی از ۹ ترانهی آلبوم «سیمرغ» با صدای راستین است که این ماه منتشر شده؛ چند تکآهنگش از اواخر سال قبل شنیده شد و حالا مجموعهاش ـتشکیلشده از سه ترانهی شهیار قنبری، سه ترانهی اردلان سرفراز، شعری از حافظ و دو ترانه از ایرج جنتیعطایی و مهیار کاظمزاده که موسیقی همهشان از فرید زلاند استـ امکان یک قضاوت کامل فراهم میکند. برای آنها هم که معتقدند راستین، رونوشتی از سالهای جوانی ابیست، «سیمرغ» میتواند محل تجدیدنظر مناسبی باشد؛ راستین آهنگهایی را میخواند که صدای ابی این سالها دیگر نمیتواند آن اندازه بالا رود و خود ابی هم آگاهانه این را پذیرفته و در دو سه آلبوم آخرش حد بالارفتن این صدا را رعایت میکند. «سیمرغ» حداقل چهاراجرای فراتر از انتظار دارد و این برای یک آلبوم اول ـاگر نگویم شاهکارـ یک ایدهآل است.
| نظرات خوانندگان | |||||||||||
| علي @ w | ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۰۴:۴۱ لينک | ||||||||||
|
با همش موافقم به جز قضيه ي حسادت به گربه ها....اگه نبود بهتر بود، به شدت تو ذوق ميزنه و يهو - به قول خودت ضربه ش- آدمو از رويا پرت ميكنه بيرون
|
|||||||||||
| محسن آزرم @ w | ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۱۰:۳۸ لينک | ||||||||||
|
خسرو جان، دمت گرم و سرت خوش باد... |
|||||||||||
| behnaz @ w | ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۱۳:۱۵ لينک | ||||||||||
|
منم دوست داشتم این آلبوم رو :)
|
|||||||||||
| شيما @ w | ۱۳۸۷/۰۴/۰۶ ۲۰:۴۸ لينک | ||||||||||
|
يادمه بار اول كه ترانه ي "گل من" رو شنيدم ساعت 12 شب بود. خواب كلا از سرم پريد. تا 3 صبح همينجور گيج بودم. به نظرم اين آهنگ به معناي واقعي كلمه شاهكاره. يكي از زيباترين ترانه هاي اردلان سرفرازه. مدت ها بود ترانه اي ازش نشنيده بودم كه تا اين حد تاثيرگذار باشه. موسيقي جادويي فريد زولاند و اجراي بسيار زيباي راستين هم در كنار ترانه، اين آهنگو موندگار كرده. |
|||||||||||
| سوسن @ w | ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ ۱۴:۲۹ لينک | ||||||||||
|
تو این قحطی غزل و ترانه، "سیمرغ" معرکه ست، برادر! معرکه...
|
|||||||||||
| مازیار @ w | ۱۳۸۷/۰۴/۱۰ ۲۲:۴۲ لينک | ||||||||||
|
کاملا ً مخالفم. تو جنگل شیش و هشت چقدر به ما خوش گذشت و بقیه ترانه های متشتتی که گاهی لحظه های خوبی هم دارد نمی تواند جلودار ترانه امروز ما باشد. جدا از لحن پرخاشگری که به ترانه هایش هم نفوذ کرده. راستین هم شاید خواننده بدی نباشد اما فعلا ً قربانی لجبازی زلاند با ابی شده. بالا که می خواند کاملا ً ادای ابی است، پائین هم که می خواند زیبا نیست. کاش آن دلخوری و رو کم کنی تمام شود این بیچاره بتواند مثل خودش بخواند.
|
|||||||||||
| هادی @ w | ۱۳۸۷/۰۴/۱۴ ۱۲:۳۷ لينک | ||||||||||
|
اخوی ، انگار شما ترانه رو گوش نکردین و تنها تکس رو از ایران ترانه کپی کردین. لطفا متن ترانه رو که اشتباه نوشتی درست کن. |
|||||||||||
| پری @ w | ۱۳۸۷/۰۵/۰۳ ۰۹:۳۶ لينک | ||||||||||
|
این حسادت گربه ها واقعا شعرو خراب کرده |
|||||||||||
| محمود @ w | ۱۳۸۷/۰۵/۱۴ ۰۷:۲۱ لينک | ||||||||||
|
این لینکو ببینید حتمن: |
|||||||||||
| زمان @ w | ۱۳۸۷/۰۶/۰۵ ۲۰:۳۷ لينک | ||||||||||
|
عجیبه همه می پرسن چرا حسادت به گربه ها ........؟ |
|||||||||||
| شیوا @ w | ۱۳۸۸/۰۲/۳۱ ۲۰:۱۵ لينک | ||||||||||
|
عالی بود |
|||||||||||
|
|||||||||||
