
دیشب که پدرام را بعدِ چندماه دیدم، خوشحال شدم. بعد که «مرگبازی» را دیدم خوشحالتر شدم. کتاب رفیقَم درآمده. انتظار دارید خوشحال نباشم و اینجا ننویسم که آب دستتان است بگذارید زمین و بروید نشر چشمه و ۱۴۰۰ تومان بدهید و بخریدش؟
کتاب را همان دیشب خواندم. غیر از خود «مرگبازی» که یکبار پیشترها در ماهنامهی مرحومهی زنان خوانده بودمَش و به گمانَم یکی از بهترین داستان کوتاههای این چند سال است، کتاب یک داستان معرکهی دیگر هم دارد که عاشق راویاش شدهام. یکجور ملکالموت مدرن و آپتودِیت که حسابی هم به خودش خوش میگذراند و سعی میکند مثل هر آدم درستوحسابی و باحالی، برای کاری که میکند ارزش بگذارد و به بهترین شکل ممکن کارش را انجام دهد. دایره لغاتِ بامزهای هم دارد این جناب. برای همینها، پیشنهادم خواندن «دفترچهی کوچک خاطرات من» است که دومین داستان «مرگبازی»ست. اگر خود «مرگبازی» را هم نخواندهاید که اصلا حرفی بینمان نمانده است. اول داستان را بخوانید، بعد حرف میزنیم.
| نظرات خوانندگان | |||||||||||
| محسن @ w | ۱۳۸۷/۰۶/۲۴ ۲۲:۵۷ لينک | ||||||||||
|
ای بابا چقدر بده که ما یه فروشگاه 24 ساعته کتاب نداریم. بعد از ظهر که توی بلاگ خودش خوندم که کتاب چاپ شده جایی بودم و نشد که برم چشمه و بخرم حالا هم اینجا اینقد تعریف می خونم. ولی چاره ای نیست تا صبح باید صبر کرد. |
|||||||||||
| پدرام @ w | ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۰۴:۲۲ لينک | ||||||||||
|
ممنون خسرو، خیلی ممنون. خوشحالم کردی با این یادداشت...
|
|||||||||||
| مهدی @ w | ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۴:۱۷ لينک | ||||||||||
|
مطالب جالبی بود. موفق باشید |
|||||||||||
| محسن @ w | ۱۳۸۷/۰۶/۲۵ ۱۶:۳۲ لينک | ||||||||||
|
آقا کتاب و خریدم و لذتش رو بردیم. اما 2-3 تا از داستاناش واقعا جالب بود. اون فصل دفترچه ی کوچک خاطرات من هم برام خیلی جالب بود چون چند ماه پیش رو یه داستانی راجع به مرگ کار می کردم یه سری شباهتهایی از لحاظ دیدگاه داشت با این که برام خیلی جالب بود. کلا خیلی حال داد.
|
|||||||||||
| قاصدک @ w | ۱۳۸۷/۰۶/۲۶ ۰۰:۱۱ لينک | ||||||||||
|
امشب دومین باره که در مورد این کتاب تو یه وبلاگ می خونم... |
|||||||||||
| پریساناز @ w | ۱۳۸۷/۰۶/۲۸ ۱۱:۵۵ لينک | ||||||||||
|
*عمو بهرام بالاخره قبول کرد که ادامه قدمهایش را در "راه آبی ابریشم" بر دارد !!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|||||||||||
| فرزاد حسنی @ w | ۱۳۸۷/۰۷/۰۲ ۰۰:۴۶ لينک | ||||||||||
|
سلام دوست خوب . تصویر روی جلد و رنگ جلد بدجوری شبیه کافه پیانو هست .با توجه به اینکه ناشر هر دو یکی است -چشمه - نمی دونم هدف چی بوده (می دونیم که کافه پیانو این روزها پرفروشه ) |
|||||||||||
| علي @ w | ۱۳۸۷/۰۷/۰۳ ۲۳:۰۳ لينک | ||||||||||
|
خوانديم و لذت برديم و بازتاب ارائه داديم
|
|||||||||||
| زهره پدرام نيا @ w | ۱۳۸۷/۱۱/۰۸ ۱۷:۲۷ لينک | ||||||||||
|
سلام |
|||||||||||
|
|||||||||||
