ديشب هرچه گزارش زندهي شمارش آراي CNN جلوتر ميرفت ترسَم از غلطدرآمدن نظرسنجيها بيشتر ميشد. در چند ايالت نخست جان مککين با اختلاف فاحشي جلو افتاد اما اين فقط شروع بازي بود. انگار که باراک اوباما بايد از دل نااميدي «تغيير» بهوجود آورد. ديروز وقتي به بچهها ميگفتم ماجرا مثل ۷۶ خودمان است و مککين مجبور ميشود مثل آن تبريک معروف ناطقنوري جلوتر از پايان شمارش به اوباما تبريک بگويد همه ميگفتند رقابت نزديک خواهد بود اما در همان عکسهاي روزهاي گذشته هم که نگاه کنيد چهرهي برنده از بازنده مشخص است. واقعا اعتقاد دارم حضور باراک اوباما در راس هرم قدرت ايالات متحده شرايط آرامتري را براي ما هم فراهم خواهد کرد.
يادداشت پايين را شنبهي قبل ـ يعني ده روز پيش از انتخابات ـ دربارهي دلايل شکست جمهوريخواهان بهعنوان تيتر دوم «مشق آفتاب» نوشته بودم. فکر ميکنم خواندنَش حالا نکات تازهاي را هم نشان دهد...
دو اشتباه
اگر تاریخ به سبک هزاره تازه دوباره تکرار نشود، اینبار نوبت دموکراتهای آمریکاییست تا عنان قدرت را ـحداقل برای چهارسالـ بهدست بگیرند. سهشنبه بعدی انتخابات ایالات متحده در شرایطی برگزار میشود که در آخرین نظرسنجیهای پس از بحران اقتصادی، باراک اوبامای چهلوهفتساله با اختلاف هشت تا ده درصدی، بالاتر از جان مککین هفتادودوساله قرار گرفته و این بیش از محبوبیت حزبی هر یک از دو مرد، به انتخابها و رویکردی برمیگردد که آنها برای اداره آمریکا ـیا بهقول آمریکاییهای متعصب، اداره جهانـ نشان دادهاند. کفه ترازو، امسال بیش از حد به یکسو سنگین شده است...
جایی برای پیرمردها نیست
هرچند در هفتههای میانی سپتامبر پیش از مناظرههای بزرگ و پس از معرفی معاونان هریک از دو نامزد حزبهای اصلی، این سناتور آریزونا بود که بالاخره در نظرسنجیها بالا آمد و تحلیلگران سیاسی متمایل به محافظهکاران در ارزبابیهای شتابزدهشان خیلی زود مهرهچینی مککین را ستودند اما غرامت همین بالانشینی دوهفتهای، سنگینتر از آنچیزی بود که مشاوران ارشد جمهوریخواهان فکرش را میکردند. برگ برنده آنها سارا پیلین بود؛ زن چهلوچهارسالهای که به دو دلیل بزرگ یکشبه از فرمانداری آلاسکا به معاونت نامزد جمهوریخواهان رسید. دلیل اول، جوانی او بهعنوان یک سیاستمدار محسوب میشد. بهشکل تلویحی، انتخاب پیلین پاسخ به کنایه دموکراتهایی بود که مککین را «پیرمرد» مینامیدند و میگفتند او برای تصمیمگیری درباره سرنوشت ایالات متحده زیادی پیر است. سن مککین استعارهای از محافظهکاریها و دیدگاه سنتی جمهوریخواهان هم داشت و بههمیندلیل آنها در پاسخ باید معاونی جوان را برای نماینده بیرقیبشان در رقابتهای داخلی حزب معرفی میکردند.
بهدنبال آرای هیلاری
این اما برای انتخاب پیلین کافی نبود. یک امتیاز دوم هم نیاز بود تا معاون جمهوریخواهان بتواند اختلاف طولانیمدت دو نامزد دو حزب را در نظرسنجیها جبران کند و این امتیاز میتوانست زنانگی باشد. شاید اولینباری که مشاوران سناتور آریزونا به این امتیاز دوم فکر کرده بودند، خودشان هم از طرح مساله بیمناک شده باشند اما طرح عمومیاش خیلیها را خوش آمد. معرفی یک زن جوان میتوانست جمهوریخواهان را دوباره به بازی برگرداند و انگار به این ریسک که برای نخستینبار در تاریخ آنها یک زن را به عنوان معاون رئیسجمهور معرفی کنند میارزید. سارا پیلین ـکه بیشباهت به ستارههای دهه هشتاد هالیوود نیستـ هم میتوانست بخشی از آرای زنان را مال خود کند؛ چرا که در جناح مککین گمان این بود که بخشی از آرای هیلاری کلینتون، نه آرای حزب دموکرات، که آرای زنانه است و هم این توان را داشت تا برچسب سنتگرایی را از روی جمهوریخواهان بردارد؛ که رقیب با رئیسجمهور سیهچرده و جواناش، کاملا در جهت چرخ جهان مدرن حرکت کرده بود و با طرفداران افراطیاش این رویکرد سنتی در جناح مقابل را بیشتر از همیشه به رخ آنها میکشید.
ستاره رسانهای، نه سیاستمدار
پیلین اما نهتنها برگ برنده نبود، که خیلی زود به پاشنه آشیل بدل شد و همان دو امتیاز ـجوانی و زنانگیـ هردو اسنادی بهدست رسانههای طرفدار جناح مقابل داد که توانستند در کمتر از دو هفته پیلین را به یک مهره سوخته و جمهوریخواهان را به بازنده نظرسنجیهای پیشانتخاباتی تبدیل کنند. پیلین بیشتر یک ستاره ارزیابی شد، تا یک سیاستمدار؛ و هفتهای نیست که حاشیه تازهای از گذشته او به بیرون درز نکند. مدرنیزاسیون به سبک جمهوریخواهان جواب نداد و پس از سپتامبر باشکوه، سقوط آزاد در جدول درصدها، محبوبیت مککین و معاونش را به چهل درصد کاهش داد. این عدد در مواجهه با درصد پنجاه سناتور ایلینویز باراک حسین اوباما فاجعه پیشانتخاباتی لقب گرفت.
سیاست اشتباه
در این بین، بهنظر میرسد خود مککین هم قافیه را باخته است. او سیاستهایش را روی جنگ با تروریسم، مساله عراق و نگهداری اسلحه گذاشته بود؛ چرا که آمریکای در جنگ، نیاز به یک مدیر امنیت باهوش دارد و مککین نشان داده بود مصالح آمریکا برایش بیش از هرچیز دیگری حائز اهمیت است اما بحران بزرگ اقتصاد بازی را به هم زد. نماینده دموکراتها سیاستهایش را روی بهداشت عمومی و اقتصاد گذاشته بود و بر سر همینها هم چندماهی با هیلاری کلینتون جنگید و پس از پیروزی در آن رقابت سخت کاملا بر همه اثبات شده بود که اوباما یک مدیر اقتصادی بزرگ است و حالا کلید خروج از بحران را خیلیها در دستان او جستوجو میکنند.
مچپوینت
شرایط امروز، شباهت غریبی به سکانس اول فیلم «مچپوینت/ امتیاز برد» ساخته وودی آلن دارد. آنجا دیالوگی هست بهاینمضمون: «لحظاتی در یک مسابقه وجود دارد که توپ پس از برخورد با لبه تور، و برای لحظهای، بالای تور میایستد. میتواند پیش رود یا میتواند بیفتد. با یک شانس کوچک، پیش میرود و تو برنده میشوی؛ یا این اتفاق نمیافتد و تو میبازی»؛ و حالا توپ جمهوریخواهان پس از برخورد به لبه تور، رو به زمین خودشان دارد. اگر چرخ آخر توپ، آن را باز نگرداند ـیا به شیوه هردو دوره ریاستجمهوری بوش دوم، برش نگردانندـ اینبار اشتباهات خود جمهوریخواهان، کار دستشان داده و قدرت را پس از هشتسال از آنها خواهد گرفت. گویا حساب آنها روی سادهانگاری و حماقت آمریکایی در همه این سالیان، حسابی اشتباه درآمده است. همهچیز میگوید «مچپوینت» برای دموکراتها خواهد بود.
| نظرات خوانندگان | |||||||||||
| علی بزرگیان @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۵ ۱۳:۱۳ لينک | ||||||||||
|
همین گونه که نوشته ای بحران اقتصادی به سود دموکرات ها شد. تاریخ سیاسی امریکا نشان داده که هر زمان وضعیت اقتصادی و اجتماعی این کشور مناسب نباشد دموکرات ها بازی را برده اند. کلینتون باید می آمد و اقتصاد را می ساخت و رأی هم آورد. اما نکته مهم منش و اخلاق سیاسی در انتخابات آمریکا است که آن هم ریشه در«رقابت» در تمام شئونات زندگی آنان دارد. دنیای سرمایه داری مساوی است با رقابت که این فسا کمتری به همراه دارد
|
|||||||||||
| نسیم @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۵ ۱۷:۰۵ لينک | ||||||||||
|
خیلی جالبه که تو ایران کسی برای انتخابات هیچ شور وهیجانی نداره ولی باعلاقه انتخابات امریکا رو دنبال می کنن و بحثش همه جا هست . موافقم پیلین اصلاً گزینه مناسبی نبود و فکر میکنم مساله زنانگی دیگه اهمیتی در آرا نداره واین بزرگترین اشتباه جمهوریخواهها بود
|
|||||||||||
| نازلی ل.م @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۶ ۰۱:۰۰ لينک | ||||||||||
|
این زیباترین یادداشتی بود که در مورد انتخابات اخیر آمریکا خوندم و شنیدم ... |
|||||||||||
| ساناز اقتصادی نیا @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۶ ۱۵:۲۷ لينک | ||||||||||
|
من هم مثل تو حس 76 رو داشتم. یادم نمیاد بعدش ما توی خیابون تا صبح رقصیدیم یا نه؟
|
|||||||||||
| مشیانه @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۶ ۲۰:۲۹ لينک | ||||||||||
|
سلام ببینم شما میدونید چرا اسم ترانه رو تو انونس فیلم نمیگه
|
|||||||||||
| نگار @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۷ ۰۰:۳۴ لينک | ||||||||||
|
منم دو روزه که دارم راه میرم و میگم عینهو ۷۶ خودمونه. حتی یه فتوای تازه هم دادم... رئیسجمهور بعدیشون احمدینژاده! دو نقطه دی |
|||||||||||
| سجاد @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۷ ۱۰:۳۲ لينک | ||||||||||
|
آقاي نقيبي عزيز! |
|||||||||||
| رکسانا @ w | ۱۳۸۷/۰۸/۱۹ ۱۲:۱۵ لينک | ||||||||||
|
اتفاقاً پری شب مقاله رو در مشق آفتاب خوندم. پیش بینی پیروزی اوباما در انتخابات آمریکا دور از ذهن نبود. استدلال تو هم در پیش بینی دلایل شکست جمهوری خواهان بسیار جالب بود. مچ پوینت به نفع دموکرات ها شد. |
|||||||||||
|
|||||||||||
